تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic واسه تو مینویسم
امعه شناسان و کارشناسان مسائل اجتماعی امروزه از بروز پدیده ای خبر می دهند که دامنگیر زوج های جوان شده و گسترش آن سبب گردیده که زندگی زناشویی در ایران با بحران و نابسامانی تازه ای دست به گریبان شود. این اپیدمی تا اندازه ای شیوع یافته است که پاره ای از دختران بهای دوشیزگی خود را با ارقام سنگین مهریه تعریف کرده اند.

مهریه تعهد مالی است که شوهر به هنگام وقوع عقد ازدواج ، پرداخت آن را به همسر خود بر عهده می گیرد و مکلف است بلافاصله پس از امضای قرداد ازدواج ، هر لحظه که زن مطالبه کند آن را بپردازد .

رقم مهریه ها در سال های اخیر در حالیکه ناتوانی مردان در پرداخت آن هنگام جدایی و حتی در دوران زندگی مشترک بارز است از سیر صعودی نگران کننده ای برخوردار بوده است .

از سوی دیگر، این معضل در حالی در کشور رو به گسترش است که جوانان در آستانه ازدواج با مشکلات فراوانی از جمله مسکن و شغل مناسب مواجه هستند و بسیاری از مردان به گواه آمار برای گذران زندگی مجبور می شوند بیش از یک شغل داشته باشند . اما بعضی از دختران با دلایل گوناگونی که همگی از نبود حمایت قانونی از آنان سرچشمه می گیرد بهترین روش را برای پیشگیری از اتفاقات احتمالی در دوران زندگی زناشویی را سنگینی مبلغ مهریه می دانند .

"لیلا جوادی "، آرایشگر می گوید : " یکی از شرایطی که قبل از ازدواج بسیار بر آن پافشاری کردم مهریه سنگین بود . به عبارتی حاضر بودم هیچ نداشته باشم اما ازاین موهبت بی نصیب نمانم . زیرا روزی که ازدواج کردم یک دختر شاداب و سرزنده بودم اما امروز دیگر آن دختر دیروز نیستم و این قابل پیش بینی بود . بنابراین اگر زمانی همسرم به فکر اذیت و آزار ام به هر دلیل بیافتد بدینوسیله می توانم مانعی برای او به وجود َآورم . "

"وحیده آرمانی "، منشی یک شرکت خصوصی در این باره می گوید : " من به مهریه بالا معتقد هستم بنابراین با وجود مخالفت خانواده همسرم موفق شدم همان مبلغی را که مدنظر داشتم را به ثبت برسانم . زیرا تنها پشتوانه یک زن در زندگی مشترک همین مسئله است ."

" مریم داودی " ، کارشناس علوم اجتماعی بر این اعتقاد است که مهریه به هیچ وجه ملاک خوشبختی نیست و علاوه بر این هیچ تضمینی بر ای ادامه زندگی براساس سبکی یا سنگینی مبلغ آن وجود ندارد . مهم این است که هر کسی در زندگی مشترک بداند که چه توقعی از زندگی خود دارد و به کجا می خواهد برود .

وی اضافه کرد : "از آن رو که امروز اکثر دختران به دنبال کار در خارج از منزل هستند اگر مشکلی پیش آید و زن و شوهر بخواهند از هم جدا شوند از لحاظ اقتصادی زنان با مشکلات کمتری نسبت به گذشته برخوردار هستند اما به نظر می آید که رقم های نجومی مهریه امروز به شکل یک مد در آمده است و جوانان به تبعیت از آن پیش می روند . "

"دکتر اصلان ضرابی" ، عضو ممتاز کالج روانپزشکان انگلستان در این باره می گوید : " در ابتدا باید به فلسفه مهریه توجه کرد. مهریه در واقع هدیه ای است از سوی مرد برای زن، همچنین می توان از آن به عنوان وسیله ای برای تامین بودجه زنان نام برد .اما این مسئله در سابق پر اهمیت بود زیرا اکثر زنان در خارج از منزل شغلی نداشتند و در کنار آن هم مردان می توانستند براساس تشخیص خود هر زمان که بخواهند همسرانشان را طلاق دهند . "

وی اضافه کرد : "در جامعه امروز مهریه سنگین نتایج گوناگونی را به دنبال داشته است که یکی از آنها تشکیل پرونده های متعدد در سازمان پزشکی قانونی است که در آنها اکثر مردان بر روانی بودن زنان خود تاکید دارند .زیرا این مسئله تنها موردی است که به وسیله آن می توانند از پرداخت مبلغ آن شانه خالی کنند . "

این عضو ممتاز کالج روانپزشکان انگلستان ادامه داد : " مهریه باید دارای سقف مشخصی باشد . گرچه شخصیت و احترام زن به میزان این مبلغ نیست اما باید به گونه ای تعیین شود که به قول معروف "نه سیخ بسوزد و نه کباب " بنابراین در زمان تعیین مبلغ آن باید تمامی جوانب را در نظر گرفت تا از مشکلات احتمالی بعدی ممانعت به عمل آید . "

ضرابی در ادامه تصریح کرد : " جوانان باید بدانند که مهریه هیچگاه ثابت نکرده است که بردوام و ثبات زندگی خانوادگی تاثیر دارد و حتی تجربه اثبات کرده که در مواردی هم سبب ساز بی ثباتی بوده است . "

دکتر "احمد بشیری "، حقوقدان در این باره می گوید : " مهریه به موضوع پیچیده ای در زندگی زناشویی تبدیل شده است که ابعاد آن در کشورتقریبا" غیرقابل کنترل می باشد . بنابراین زمان آن فرارسیده تا برای این نابسامانی چاره ای اندیشید و راهی یافت . "

این حقوقدان اضافه کرد : " بعضی از افراد معتقد هستند که مهریه از اسباب بقا زندگی زناشویی است و ضامن سعادت و خوشبختی آنان تلقی می شود .به عبارتی به این معنا که وقتی که زن دارای مهریه سنگینی باشد شوهر از ترس به اجرا گذاشتن آن ملاحظه اش را بیشتر می کند. بنابراین مجبور می شود با هر شرایطی به این زندگی ادامه دهد . "

بشیری ادامه داد : "اگر در صدد باشیم که این مسئله را مورد بررسی کنجکاوانه قرار دهیم اصل این نگاه به کلی نقض غرض در زندگی زناشویی است. بنابراین ،به نظر می رسد که جوانان فراموش کرده اند که زندگی مشترک بایستی براساس توافقات قلبی نه از روی تر س و ملاحظات مادی ادامه پیدا کند . "

این وکیل پایه یک دادگستری افزود : "در پرونده های طلاق بسیار مشاهده شده است که زنان هنگام جدایی برای جلب موافقت شوهر خود به او حتی پول هم پرداخت کرده اند و این مسئله بدین معنا است که هر قدر میزان مهریه بالاتر باشد نمی تواند ضامن سعادت ، خوشبختی و استحکام زندگی تلقی شود و چنین مشاهده شده است که حتی بر میزان گرفتاری ها هم افزوده و آن را چند برابرکرده است . "

وی تصریح کرد : " نسلی که مهریه را به مزایده گذاشته، یک نسل نوخاسته می باشد و کمتر پیش می آید که در میان طبقات وزین و شریف چنین مسائلی مشاهده شود . "

به گفته بشیری، این نسل جدید مهریه ر ا اساس زندگی به حساب می آورد که نه در گذشته سابقه داشته و نه در در میان افراد فهیم جامعه پایگاهی دارد . آنان یک نسل کاملا" متوسط از نظر فرهنگ ، اخلاق و دانش هستند که در میان طبقات تحصیل کرده اجتماعی جایگاهی ندارند ."

این حقوقدان گفت :"قاعدتا" این سوال باید ذهن هر کسی را به خود مشغول کند که اساس مهریه، بدل چه چیزی است ؟ به طور حتم جهیزیه که نمی تواند باشد زیرا بخشی از اموال شخصی زن به حساب می آید یعنی هر زمان که بخواهد می تواند آن رابا خود ببرد و یا از آنها استفاده نکند واگر مهریه را بهای دوشیزگی بدانیم زشت ترین کاری است که صورت می گیرد . "

وی اضافه کرد : " در این اوضاع و احوال بسیار مشاهده شده است که به اجرا گذاشتن مهریه برای پاره ای از دختران به نوعی کسب و کار به حساب می آید به عبارتی آنان برای به اجرا گذاشتن مهریه شان این مبالغ را تعییین می کنند و به همین جهت در این مزایده شرکت می کنند ."

دکتر احمد بشیری ادامه داد : " زندگی زناشویی مانند یک قطره الماس می ماند که هر قدر زلال تر باشد قیمت اش بیشتر خواهد بود و اگر خطی کوچک بر آن بیافتد از ارزش آن کاسته خواهد شد . "

وی افزود : "به نظر می رسد این دسته از زنان ریشه های زناشویی خود را از روز اول بر پایه های سست و بی بنیه بنا نهاد ه اند بنابراین عاقبت چنین زندگی هایی را به راحتی می توان حدس زد . "

به گفته بشیری، اگر علت بالا گرفتن مبلغ مهریه هوس پولدار شدن ، دوری از مشکلات خانوادگی یا انتقام جویی از مردان باشد راه حل فوق کارساز نیست . "

بشیری اضافه کرد : " بد نیست دختران جوان بدانند اولین درخواست برای مهریه، کم شدن علائق شوهر را به دنبال دارد که در نتیجه به از هم پاشیدگی نظام خانوادگی منجر خواهد شد . "

"حسین نجات فلاح "، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس و نماینده طالقان در این باره گفت : " با وجود آنکه مسئله مهریه در حال حاضر به یک معضل تبدیل شده است و باید راه حالی برای آن یافت ، اما حل آن تعیین سقف نیست . "

این عضو کمیسیو ن اجتماعی در مجلس ادامه داد : " تعیین سقف برای مهریه یعنی دخالت در زندگی خصوصی افراد و این از نظر ملی و بین المللی برای کشور بازتاب مناسبی به دنبال نخواهد داشت . "

به گفته نماینده طالقان، بهتر است دلسوزان به یافتن ریشه مسئله فوق و یافتن یک راهکار مناسب بیاندیشند زیراکه راه هایی این چنینی هیچگاه به سر منزل مقصود نخواهد رسید ."
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:7 توسط یه قصه گو |

بهرام رادان بازیگر مشهور سینمای ایران، در برنامه شب گذشته «شب شیشه ای» حضور یافت.

متن کامل پرسش و پاسخ در این برنامه در پی می آید:

رضا رشید پور:مهمان برنامه: آقای بهرام رادان _ بازیگرسینما -خانمها آقایان ،دخترها پسرها سلام شب بخیر خوشحال هستیم که در یک شب اردیبهشتی دیگر در خدمت شما هستیم. -بنا به قولی که به شما داده بودم امشب یکی از بهترین جوانان سینمای ایران مهمان شب شیشه ای است،کسی است که روند رو به رشدی در سینمای ایران به سرعت طی کرد،بازی در فیلم «شورعشق» اتفاقاً اولین فیلمی بودکه زرشک زرین هم گرفت که تا به حال فقط یک دوره زرشک زرین اعطاء کردند که در آن موقع خیلی هم عصبانی شدند که این چه کاری است،او یکبار در سازمان ملی جوانان به عنوان جوان برتر هم انتخاب شد، آقای بهرام رادان سلام شب بخیر.

بهرام رادان : من هم سلام میکنم و شب بخیر میگویم خدمت شما و بینندگان عزیز .

نظر سنجی امشب -کدام مورد تاثیر بیشتری در موفقیت آقای رادان در بازیگری داشت؟ 1-دانش بازیگری 2-فیزیک مناسب 3-شانس حرفه ای 4-هر سه مورد -

آقای رادان زمانی که برای اولین بار در جلوی دوربین سینماظاهر شدید فکر میکردید که کم کم روبروی بزرگان دوربین ایران قرار بگیرید،یا ورود به سینما برای شما تفنن و تجربه ای متفاوت بود ؟

بهرام رادان:من بارها گفتم که تفریح بود،اینقدر تفریح که بیشتر مثل یک شوخی بود،یکسری که دور هم جمع شدیم و رفتیم کلاس بازیگری وحتی خجالت می کشیدیم که بگوییم مامی رویم کلاس بازیگری،میگفتیم میریم کلاس کامپیوتر، و زمانی هم که انتخاب شدم من 3،2 هفته بیشتر کلاس نرفته بودم و بعد از پشت شیشه های کلاس 3،2 نفر آمدند و باهم صحبت کردند و ما هم مشغول بازیگری بودیم ولی آنها صدای مارا نمی شنیدند و بعد من را به همدیگر نشان دادند و بعد از کلاس آمدند جلو یک آدرسی به من دادند و من هم به آن آدرس رفتم،که تا مدتها بعد هم تا2 شب قبل از فیلمبرداری من نمیدانستم که نقش چندم هستم فقط فکر میکردم که باید یک حضوری در این فیلم داشته باشم سناریو «شور عشق »را به من دادند و من هم خواندم و بعد نقشی را که به من گفتند من دیدم که این نقش در سناریو چقدر زیاد است بعد فهمیدم که نقش اول است و بدون تمرین یادم است که اولین پلانی که از من گرفتنداولین پلانی است که در فیلم است.



-چقدر هم آن موقع چهره شمامتفاوت تر از الان بود.

بهرام رادان: به دلیل اینکه 8،7 سال می گذرد در آن زمان من 20 سال داشتم و بعد آمدم جلوی دوربین و بازی کردم،نمیدانم انگار یک کار عجیب بود.

-شاید بدون تمرین بودن و 2،3هفته بیشتر سرکلاس نرفتن باعث شد که شور عشق زرشک طلایی بگیرد.

بهرام رادان: در «شور عشق» هیچ وقت به بازیگرانش لطمه ای نخورد،«شور عشق» فیلمی بود که براساس معیارهای ذائقه ی مخاطب ساخته شده بود،ما فیلمهای وحشتناکتر از«شور عشق»خیلی بیشتر داریم ولی کارشناسان فن نشستند فکر کردند که این فیلمی که رفته و رتبه سوم پرفروش ترین فیلم سال را گرفته است که نه بازیگر معروف دارد و نه کارگردان معروف و نه قصه ی مستحکمی دارد چطور است که ما بیاییم به این زرشک زرین بدهیم در حالی که ما فیلمهای دیگری هم داشتم،البته که در آن سال خیلی حرف سر این بود که چون 2،3 تا فیلم بودند که یکی از آنها به دلیل کارگردان معروف و دیگری به خاطر اینکه تهیه کننده پرنفوذی بوده است.چه بسا من موافق زرشک زرین هم بودم کاش زرشک زرین را به بدترین بازیگر میدادند من خودم اولین نفری بودم که دلم

می خواست کاندید بشوم،چون آدم از شکست هایش درس پیروزی میگیرد نه از پیروزی .

-شما چون شکست کم خوردید در سینما الان این حرف را میزنید.

بهرام رادان: نه من اتفاقاً شکست زیاد خوردم. -





در کدام فیلمها شکست خوردید؟

بهرام رادان: «ازدواج صورتی» ،«رز زرد» که خیلی هم فاحش بود،به خاطر اینکه مثلاً وقتی که من رفتم ازدواج صورتی را بازی بکنم از یک جایزه مثل سیمرغ و کارگردانی مثل بهروز افخمی داشتم می آمدم،ببینید من یک سیری را برای خودم گذاشته ام و به بچه هایی که تازه می خواهند بازیگر بشوند همیشه این را می گویم که شما دوره دارید،بازیگرانی که می نشیند تابهروز افخمی، رخشان بنی اعتماد و مسعمود کیمیایی بیایند سراغ آنها اصلاً دیده نمیشوند،من در 6 فیلم اول خودم سعی میکردم کاری بکنم که دیده بشوم یعنی بازی بکنم که در بورس و اکران باشم تا دیده بشوم،تا یکروز بهروز افخمی بیایند به من بگوید که در «گاو خونی» یک ریع آخر فیلم بازی دارید و 75دقیقه قرار است که صحبت بکنید این می شود متفاوت در سینمای ایران بعد بخاطر آن یک ربع به من جایزه می دهند و از طرفی ازدواج صورتی بعد از مسعود کیمیایی و رخشان بنی اعتماد وغیره بازحمت هایی که گروه کشیدند من نمیخواهم که کتمان کنم ،حتماً کارگردان و تهیه کننده زحمت کشید ،کارگردان آن کسی بود که فیلم «دنیا» را کار کرده بود ،من با محمد رضا شریفی نیا یک مسافرتی رفتیم تمام مردم در خارج از کشور ایشان را با فیلم «دنیا» می شناسند و من با همان کارگردان فیلم بعدی ایشان را کار کردم یعنی یک کارگردانی که یک کار موفق کرده بود. من کاری کردم که این فیلم تجاری باشد و یک کاری باشد که موفق باشد ،چون من با بهروز افخمی پاریس بودم برای فیلم «ته دنیا» ،دلیلی که یادم است که من ترغیب شدم که «ازدواج صورتی» را کار کنم این بود که با این جمله ی همیشگی و کلیشه ای که میگویند درست میشود میرویم داخل کار عوض میکنیم که درست که نشد هیچ بدتر هم شد این کار را قبول کردم.من یک اشتباهی که کردم این بود که قرار داد سفید امضایی جلوی من گذاشتند و من مبلغی در آن قرار داد گرفتم،که فکر میکنم اتحادیه تهیه کنندگان بود که یک هفته بعد اطلاعیه ای داد که به تهیه کنندگانی که دست مزد غیر متعارف میدهند تذکر می داد.





- شما دست مزد بالایی گرفتید برای آن فیلم؟

بهرام رادان: بله برای آن موقع مبلغ بالایی بود شاید برای الان مبلغ نرمالی باشد ولی برای آن زمان بالا بود که وقتی من نوشتم روی کاغذ فکر میکردم الان میگویند نه. -



همین شکستهایی که شما با جسارت می پذیرید باعث شد که الان تئوریسین ها بگویند که بهرام رادان علی رغم تیپ خیلی خوب و بازیگری، قابل قبول بازیگری نیست که به گیشه کمک بکند فیلمهایی که بهرام رادان بازی میکند حکماً قرار نیست در گیشه بفروشد .

بهرام رادان: نه اصلاً اینجوری نبوده است دوره ی دوم بازیگری من . -

منظورتان کجاست؟

بهرام رادان: بازی متفاوت برای بازی کردن در فیلمهای متفاوت -







متفاوت به نظر شما یعنی چه؟

بهرام رادان: نقش متفاوت یعنی که شما از بچه ی کافی شاپ نشین بالا شهری را بازی بکنی تا جوان شیمیایی قطع نخایی و جوان بسیجی مذهبی، میدانید یعنی اینقدر طیفهای مختلف جوان را بازی کردم و هر نقشی را که به سن من می خورده ارائه دادم و هرچه که در توانم بوده،من در شبهای گذشته یک قسمت کوچکی از برنامه شمارا میدیدم که آقای کیانیان البته برای من خیلی موجود دوست داشتنی است که فرمودند ستاره ها بازیگران تک بعدی هستند،من با این حرف ایشان مخالف هستم،البته اگر بشود اسم ما را ستاره گذاشت که اصلاً ما اینطوری نیستیم ،به خاطر اینکه ستاره تعریف دیگری دارد،اگر ما داریم پیروی میکنیم از سینمای دنیا پس تعریف دیگری دارد زیرا آنها یک دست مزدهای نا متعارفی دارند که این به آنها این امنیت را می دهد که همش دنبال خیریه هستند و بروند ورزش بکنند و غیره ولی در مملکت ما همش به بازیگرها می گویند مواظب باش سعی کن شغل دوم داشته باشی چون بابازیگری تامین آنچنانی نداری.

- آقای رادان شما در فرمایشات خود به 3،2 تا نکته اشاره میکنید که خیلی هم خوب است و تعریف از خود هم است . مثلا میگویید که من طیفهای متنوعی را بازی کردم.

بهرام رادان: من تعریف نکردم گفتم که آن کار را بازی کردم حالا خوب یا بد.

- من باشمامی خواهم یک مخالفتی کنم که متفاوت بازی کردن نقشهای متفاوت بازی کردن نیست،چون الان در سینمای مامد شده که بازیگری را متفاوت میدانیم که بیاید نقش یک فلج،گدا یامعتاد و امثال اینها را خوب بازی بکند در حالی که به نظر من یک نقش خیلی عادی را هم میشود متفاوت بازی کرد قرار نیست غالب آن نقش خیلی متفاوت باشد .

بهرام رادان: حرف شما اصلاً ربطی به حرف من نداشت موضوع این است که یک بازیگری تشنه ی این باشد که نقشهای متفاوتی را بازی بکند حالا اینکه آن نقشها را خوب بازی میکند یابد این نظرکارشناسی است اما در گود رقابت این ماجرا میرود که نقشهای متفاوتی را بازی بکند. یک نویسنده فیلمنامه وقتی سناریو ای را مینویسد وقتی نقشی را داشته باشی که مثلاً رضارشید پور بازیگر است و میخواهد متفاوت بازی بکند مثلاً اگر30 سالش باشد این نقش فارغ از این که این نقش از یک بچه گدا تا آن بچه میلیونر بالای شهر میداند که رضا رشید پور کرم این ماجرا را دارد که بیاید هر نقشی را بازی بکند ولی بعضی از بازیگرها هستند که البته دوستان من هستند که میگویند نه ما از این قالب در نمی آییم، یک قالب برای خودشان درست کردند،بازیگرانی هستند که حتی دست به آرایش صورتشان هم نمیزنند تصوری که دارند این است که مخاطب ما، مارا بااین قیافه پذیرفته و دوست دارد.البته این فقط مختص ایران نیست مال همه دنیا است ما در سینمای کلاسیک در آن موقع خیلی مطرح بود.من 19 تا فیلم بازی کردم هرکدام به یک شکل است من خودم حواسم به این موضوع بوده که برای مخاطب یک چهره هم جا نیفتد یعنی اینطور نباشد که این چهره از بهرام جا افتاده پس با این چهره جلو برویم .حتی اگر من هم بخواهم آن چهره را تغییر بدهم تهیه کننده نمیگذارد .







-من تا اینجای فرمایش شما را موافقم ولی میگویم که همین گریم ها و چهره های مختلف دلیل قدرت یک بازیگر نیست .



بهرام رادان: اصلاً کی از قدرت صحبت کرد. -



من میگویم در سیمرغ دادن هایمان و جایزه دادن هایمان به سراغ نقشهایی میرویم که خود آن نقش به لحاظ اجتماعی متفاوت است مثلاً معتاد است فلج یا گدا است برای همین تعریف بد میکنیم از بازیگری پرقدرت .

بهرام رادان: در مورد بازیگری پر قدرت کسی حرف نمیزند. - من میگویم الان بازیگر خوب بازیگری است که بتواند نقشهای خاص را خوب بازی بکند من میگویم اگر یک نقش ساده را هم بتوانی خوب بازی کنی باید دیده بشود و ارزش گذاری بشود .

بهرام رادان: من این حرف شما را قبول دارم اما موضوع این که این نقشها بیشتر دیده میشوند در تمام داوریهای دنیا به این گونه است. مطمئناً وقتی که من میتوانم از اینجا راه بروم تاجایی، یا وقتی که به من نقش یک آدم روی ویلچیر را میدهند من باید خودم را نزدیک کنم به آن آدم روی ویلچیر وقتی که تماشاچی و یک داور نگاه میکند بگوید ببین این آدم سالم است ولی چه خوب نقش یک آدم ویلچیری را بازی میکند .مثلاً کسی مثل امیر قادری همین حرف را میزند که راه رفتن خودش یک بازی کردن است ،ولی بعضی نقشها هستند که آن نقشها جایزه میگیرند .من در زمانی که سر فیلم سنتوری،ساعت یک و نيم نصف شب داشتم قرارداد می نوشتم که رضا شریفی نیا وقت نداشت،خیلی جالب است، با مدیر برنامه ام داشتیم قرارداد مینوشتیم برگشت یک چیزی در مورد فیلم سنتوری به من گفت،گفتند که سنتوری جایزه میگیرد و اگر نگرفت تو نگرفتی چون این نقش جایزه بگیر است .منظور این نبوده که حالا اگر من یا هرکس دیگر اگر بازی میکرد باید این نقش جایزه میگرفت. ولی قابلیتهای دیده شدن را داشته.



-من شنیده ام که شما خیلی کم آداب دوستیابی و رفاقت رابجامی آوری؟

بهرام رادان: نخیر،من دوستانی دارم که دایره ی خیلی اندکی هستند اما لزوماً این نیست که کم معاشرت میکنم اتفاقاً خیلی زیاد هم معاشرت میکنم بیشتر دوستان من جزء دوستان دبیرستان من هستند.

- من شنیده ام که بین بازیگران سینمای ایران شما رفیق صمیمی ندارید.

بهرام رادان: چرا،خانم گلشیفته فراهانی و همسرش -



آقای بهرام رادان را در روی بیل بردهای خیابانی زیاد میبینیم در حالی که یک جایی دوری از شما خواندم که اصلاً دوست ندارم روی پرده سینما چهره من باشد .

بهرام رادان: این را برای من بگویید آیا برای شما بیلبردهای خیابانی با پرده سینما فرق میکند یاخیر؟

-بله فرق میکند ولی آن بهرام رادان را که در بیلبردها میبینم من را یاد بهرام رادانی میاندازد که در سینما دیدم.شمااز محبوبیت سینمایی می آیید برای تبلیغ کالایی استفاده میکنید حالا دور از این که آن کالا خوب است یانه،مردم چهره شما را می بینند در کنار آن کالا و میگویند چون حالا آقای بهرام رادان این کالا را تبلیغ کرده پس خوب است .

بهرام رادان: این یک کار تجربه شده است در دنیا،بخصوص در مملکت ماکه خدا کند جلوی این کار را نگیرند یک وسیله ای است برای در آمد بیشترشان و فارغ از مسائل مالی میتوانند بشینند فیلمنامه ها را بخوانند و آن نقشهایی را که دوست دارند کار بکنند موقع هایی میشود که مثل الان که اگر مشکل مالی نداشته باشم 2سال هم کار نمیکنم.من یک فکری دارم،من میخواهم یک فیلمهایی بازی بکنم

که بعدها بتوانم جلوی بچه هایم سرم را بالا بگیرم .

-این فیلمها چه فیلمهایی هستند مثلاً «گاوخونی»؟

بهرام رادان: «گاو خونی» خیلی متفاوت است «گاوخونی» برای من یک کلاس صدا بود ،می دانید من چقدر صدایم تغییر کرد بعد از «گاوخونی»؟بخاطر اینکه من تا قبل از بازی در «گاوخونی» خیلی آرام بازی میکردم من در سر «گاوخونی» 3ماه در استودیو بودم اینقدر متن را خوانده بودم که یکبار سر خواندن متن خوابم برد از آن به بعد توانستم که ته جمله هایم را کات بکنم من این ضعف را قبلاً نمی دانستم .سینما تجلی اندیشه ی یک کارگردان است هرچقدر تجلی اندیشه کارگردان باذهن مخاطبی که در سالن نشسته است جلوتر باشد مخاطب بیشتر خوشش می آید از آن فیلم به نظر من استاندارد شاید 20% ماجرا است بقیه اش سلیقه است یعنی اینکه تو که کارگردان هستی چه جوری به زندگی نگاه کردی همانطور به زندگی نگاه کردی که کل مردم نگاه کردند یا همانطور نگاه کردی که خود تو و چند نفر دیگر نگاه کردند برای همین آنقدر استاندارد نیست این فیلمها بارها شده که سناریو را می خوانم بعد می فرستم برای مدیر برنامه ام بعد ایشان میگوید که بهرام این سناریو خوبی است ولی مدتها با هم کشمکش داریم با این که ما 2تا خیلی سلیقه هایمان شبیه به هم است ولی باز بعضی وقتها دچار اختلاف سلیقه میشویم . یک اثر هنری و یک فیلم سینمایی می تواند سالها بعد از اینکه سازنده اش فوت کرد تازه کشف بشود اینطور نیست که مثلاً این را هنرمند برای آن دوره گفته بوده سلیقه ی فرهنگی که دوره خودش بوده آن را نپذیرفته است .

- من فکر میکنم همچین فیلم خاصی زیاد در سینما نداریم .

بهرام رادان: به خاطر اینکه مخاطبش را نداریم سالنش را نداریم . من میروم در روی پرده نقره ای سینما فیلمهایی را بازی میکنم که به طبع دوتا شخصیت دارد یکی حقیقی و دیگری حقوقی .شخصیت حقیقی من این است که اینجا نشستم در کل همه ی آدمهای مشهور را میگویم که یکی شخصیت حقیقی آنها است و دیگری شخصیت حقوقی آنها در شخصیت حقوقی خیلی کارها را حق ندارد بکند مثلاً یک بازیگر وقتی سیگار میکشد حق ندارد در خیابان سیگار بکشد به خاطر اینکه مردم میگویند که نگاه کن رشید پور دارد سیگار میکشد آن پسر کوچک از تو یاد میگیرد که سیگار بکشد چون میگوید اگر آن بازیگر دارد میکشد پس حتماً کار خوبی است .ولی حالا آن شخصیت حقیقی در داخل خانه مینواند سیگار بکشد. این شخصیت حقوقی استفاده های متفاوتی برایش است این شخصیت حقوقی همان است که فیلم بازی میکند میرود روی بیل برد و می خواهد یک NGO را ه بیندازد .



- شما این کار را می خواهید بکنید؟

بهرام رادان: خیر من نمیخواهم این کار را بکنم. الان می توانم اسم ببرم از خودم و گلشیفته فراهانی که پای ثابت هستیم.یک NGO راه بیندازند و هر ماه کار درست انجام بدهند حالا این میتواند پاکسازی محیط زیست باشد،می تواند کمک به بچه های یتیم باشد .جواب سئوال شمااین می شود که ما از این استفاده های زیادی میکنیم مثلاً ما یک فیلمی را بازی میکنیم و اگر مردم دوستمان داشته باشند شرکتهای تجاری دنبال ما می آیند و میگویند که مردم از این آقای ایکس خوششان می آید ما می توانیم این کالایمان را بدهیم بهش که به طبع این ،این کالامان هم دوست داشته باشتد من مسئول این نیستم که آن کالا خوب باشد ولی سعی میکنم که از بین پیشنهاد رسیده بهترین آنهارا انتخاب بکنم،در عین حال از آنطرف هم می رویم در کارهای خیریه کاری که استفاده و نفع مان هم به مردم برسد بخاطر اینکه هر چیزی که یک هنرمند دارد از مردم است .

- من میگویم برای بازیگر شخصیت حقیقی و حقوقی نمیشود تعریف کرد برای اینکه یک بازیگر در سینمای ایران در بین مردم یک محبوبیت خاصی دارد و نمیشود آن را باتمام مردم دنیا مقایسه کرد چون در تمام دنیا مردمشان نسبت به بازیگرهایشان این حس اعتماد ندارند بازیگر را فقط یک بازیگر میداند به خاطر این حس نوستالژیکی دارند.

بهرام رادان: این مردمی که شما میگویید من نمیشناسم .





- شاید شما مثل همان کارگردانها اطراف خودتان را میبینید.

بهرام رادان: نه اصلاً چون من بیشتر از شما در مردم هستم.

- نخیر قبول ندارم شما فکر میکنید که اگر بهرام رادان عکسش کنار تابلویی باشد مردمی که در یک شهرستان دور افتاده ای این تابلو را میبینند این کالا را بخاطر بهرام رادان باور نمیکنند.

بهرام رادان: یکبار باور میکنند بعد دیگر باور نمیکنند.

-خوب همان یکبارکافی است که 400،300هزار تومان پول خرج کنند.







- یک قسمتی را پخش میکنیم که در آن بهرام رادان میرود روی سن و سیمرغ بلورین را دریافت میکند خیلی ها گفتند که بهرام رادان بی احترامی کرد به جشنواره و سیمرغش را روی زمین گذاشت و حرفهای تندی زد و حرمت جشنواره و سیمرغ را زیر سئوال برد.بهرام رادان که سیمرغ گرفت چرا اینقدر شدید اعتراض کرد همین هیئت داوران به شما سیمرغ داد .

بهرام رادان: من می خواهم نامه ای که بعدش نوشتم را بخوانم: متن نامه : آنچه مرا برای این داشت تاواضحات 22 بهمن ماه 85 را توضیح بدهم نامه ای بی نام و نشان بود که گویا از جشنواره برای برخی خبر گزاریها و جراید ارسال شده بود پس از خواندن متن عصبی و شتابزده نامه مصمم شدم تا برای روشن شدن افکار عمومی هم که شده شرح واقعه را بیان کنم هرکس که اثری خلق میکند دوست دارد که اثرش مورد قضاوت عادلانه قرار گیرد و در اکثر مواقع بعد از داوری کسانی جایزه نگرفته اند سر به عصیان بر میدارند و از این که جایزه نگرفته اند شکایت دارند زمانی که دیدیم فیلم سنتوری فقط در 2رشته نامزد دریافت جایزه شده است شگفت زده شدیم چرا که بر اساس گفته ی بسیاری از کارشناسان این فن سنتوری بهترین فیلم آقای مهرجویی است حالا اینکه چرا هیئت داوران نظر دیگری داشت بحث سلیقه است و این مقاله مجال آن نیست در خواست این جانب برای بازبینی فیلم در خلوتشان نه طعنه بود و نه کنایه در خواستی بوده که اگر در خلوت خود و بدون هیاهو سنتوری را ببینید آیا همچنان بر سر رأی خود هستید؟و آن را شایسته ی دریافت کاندید های بیشتر میدانید یا خیر آیا این توهین است و تشکیک در وجود رأی صادره توهین به حساب می آید .آنچه از باب گذاشتن سیمرغ روی زمین مطرح شد سخنی بود در باب بی احترامی به سیمرغ ،اولاً که من با مقدس کردن هر چیزی و شیئی و اسمی مخالفم و این را توهین به مقدسات واقعی می دانم در ثانی نمیخواستم موقع صحبت کردن سیمرغ را در آغوش بگیرم چون آن را متعلق به همه ی عوامل فیلم می دانستم از طرفی دیگر چون در کنار میکروفن میزی تعبیه نشده بود تا جایی برای جایزه ام پیدا بکنم.بعداز آنکه خسرو شکیبائی نازنین به هنگام رفتن روی سن آن را بوسید به این فکر کردم که سن برای اهل هنر مکان باارزشی است چون بزرگان و پیش کسوتان بزرگترین تواضعشان بوسیدن خاک صحنه بود قرار دادن جایزه روی فرش قرمز پهن شده روی سن نه تنها توهین نیست بلکه کاری است در باب احترام به ارزش گذاشتن به سیمرغ .گفتم که مهرجویی بزرگ بی نیاز جایزه است و برخی ناراحت شدند منظور من این بود که جایزه نیازمند مهرجویی است دوستان عزیز اعم از هیئت داوران و منتقدان میدانند که در این 7سالی که در خانه ی سینما هستم جزء هیچ فرقه ای و باند و گروهی نبوده و نخواهم بود همیشه مستقل فکر کردم حرف زدم و کار کردم .

-سئوالی می پرسم صادقانه بگویید به همه ی این قضایا بعد از این مسئله رسیدید یا از قبل میدانستید؟

بهرام رادان: از قبل میدانستم و بعدش هم به بیشتربه آن رسیدم .



-بهرام جان شما یکی از متفاوترین نقشهایت در «گیلانه» است چیزی که هم مورد توجه منتقدین قرار گرفت و هم خیلی تحسین بر انگیز بود می خواهم بدانم برای رسیدن به این نقش خاص چقدر سعی و تلاش کردی ؟

بهرام رادان: «گیلانه» فیلم من نبود فیلم خانم معتمد آریا بود و همانطور که از اسمش پیدا است فیلم رنجهای یک زن بود. من فقط در این تابلوی نقاشی حکم بک گراند ماجرا را داشتم حداکثر سعی من این بود که هرچقدر این بک گراند کمتر بتواند خودنمایی بکند می تواند بیشتر کمک بکند به بازیگر اصلی فیلم چون بعضی مواقع ،من خیلی به این ماجرا اعتقاد دارم که بعضی از فیلمها هستند که لزوماً فیلم کس دیگری هستند بقیه نقشها که در کنارش هستند دارند کمک میکنند که بهتر آن نقش دیده بشود یعنی وقتی که من زجرهای اسماعیل را بیشتر به تصویر میکشیدم این کمک را داشتم میکردم که نقش گیلانه بهتر دیده بشود که مادری که در سالن نشسته ببیند که این چه مادر زجر کشیده ای است که همچین بچه ای دارد ولی برای رسیدن به آن نقش کما اینکه از نظر سنی خیلی با من تفاوت داشت من یادم است که ما شاید 15جلسه تست گریم های متفاوت داشتیم خانم بنی اعتماد و معتمد آریا خیلی به من کمک کردند فردی بنام دکتر دبیری که ایشان چقدر به من کمک کردند یک جانباز شیمیایی بود به نام آقای عباس محمدی همه ی اینها دست به دست همدیگر دادند تا من بتوانم کاری را انجام بدهم .موقعی که ما برای این فیلم میرفتیم در خانه و آسایشگاه جانبازها.

- من میخواهم حست رو در خصوص نقشی که بازی کردی بیان کنی

بهرام رادان: حس غریبی است هشت ساله برای مملکت جنگیدی رفتی از ناموس و غیرتت دفاع بکنی الان گوشه ی بیمارستان افتادی هیچ کس حتی خانواده ی آنها هم به آنها سر نمی زنند .

-چندتا اسم میخواهم به شما بگویم شما نظرتان را بفرمایید.

بهرام رادان: بگذارید من هم راه آقای کیانیان راادامه بدهم .من میخواهم از شما چندتا اسم بپرسم.

-بفرمایید.

بهرام رادان: ببین رضا برنامه ای که الان مجری آن هستی برنامه ای است که الان نمونه ی آن در دنیا زیاد است .در مجری گری کسانی را داریم مثل لری کین و اپرا ویمپری .اینها هم مجریانی هستند که با بازیگرها سیاستمدارها و حتی لری کینگ دایره ی وسیع تری دارد با کسی که بچه اش را کشته صحبت میکند.یک فرقی است میان این دو نفر آن هم این است که لری کین تقریباً سالی 35میلیون دلار دست مزد میگیرد ولی ویمپری سالی 95 میلیون دلار تقریباً سه برابر دلیلش این است که لری کین میاد مینشیند صحبت میکند و مثل شما گاف نمیگیرد میدانید من ازکجای برنامه شماناراحت شدم از آن قسمتی که در برنامه ی باران راجع به ابراهیم حاتمی کیا صحبت کردید من خیلی ناراحت شدم خیلی کار بدی بود.



-من یک قسمتی از آن را می پذیرم اگر من بلند بلند نمیگفتم که آقای جهانگیر کوثری همچین حرفی زدند بهتر بود .

بهرام رادان: حالا فرق لری کینگ و اپرا ویمپری را اگر بخواهیم بدانیم بدین صورت است که فقط اپرا دارد 95 میلون دلار از abcمیگیرد اپرا مهمانهای خود را بزرگ میکند رضابیا سعی بکنیم در کارهایمان از لوله کش و راننده تاکسی گرفته تا من شما و رئیس جمهور در هر کاری که میکنیم بهترین باشیم اگر همه ی اینها فکر کنند که من یک تکلیفی دارم و میخواهم بهترین باشم چه شکلی میشود .رابرت پریش یک مونتور است در سینمای هالیوود این یکی از آن بچه هایی بود که دنبال چارلی چاپلین میدوید و ماهی 7 دلار حقوق میگرفت کتابی دارد که در آن نوشته که مدتها کار کرد در استودیو های مختلف و رفت رسید به دستیار مونتور و رسید به مونتاژ کار و از جان فورد که استاد مسلم سینما است خیلی چیزها یاد گرفت که میدانیم که ایشان رکورد دار اسکار است در تاریخ جهان است .4تا اسکار بهترین کارگردانی گرفته است رابرت پریش میگوید که سالها گذشت و من اسکار گرفتم ،رفتم دیدن جان فورد ،روی یک صندلی چرمی نشسته بود و گفت رابرت شنیدم اسکار گرفتی،گفتم بله قربان،برگشت گفت من 4تا گرفتم و گفت مجسمه ی اسکارت را میبری 25 سنت دو تا کوچه پایین تر می فروشی و 2تا لیوان قهوه میگیری رمز ماندگاری سیمرغ نیست ،رمز ماندگاری وارد شدن در دلهای مردم است .



نتايج نظر سنجي در مورد بهرام رادان:

244890نفر در نظر سنجی شرکت کرده اند. 6%ازمردم به دانش بازیگری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند . 20%از مردم به فیزیک ظاهری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رآی دادند . 16%از مردم به شانس حرفه ای آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند. 57% به هر سه مورد رآی دادند .

بهرام رادان: ممنونم از برنامه تان خدانگهدار.

-منو رها کن از این فکر تنهایی شب بخیر خدا نگهدار
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:56 توسط یه قصه گو |

خبرگزاري انتخاب : پديده زنان و دختران فراري و آسيب ديده در حال حاضر به صورت يك معضل مهم اجتماعي درآمده است، زيرا زمينه ساز انواع جرايم و انحرافات از قبيل اعتياد، سرقت، قاچاق موادمخدر، شيوع انواع بيماريهاي مسري و حتي قتل و جنايت شده است.

آمارهاي موجود و رو به گسترش در منابع تحقيقي نشان مي دهد هر روز بر تعداد زنان و دختراني كه به دلايل گوناگون خانه و خانواده را ترك مي كنند، افزوده مي شود.

براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني، سالانه بيش از يك ميليون نوجوان 13 تا 19 ساله از خانه فرار مي كنند كه 74 درصد آنها، دختر هستند. در ايران نيز طبق گزارش يك كارشناس مجتمع قضايي، تعداد دختران فراري از خانه در سال 1380 در مقايسه با سال قبل از آن حدود 20 درصد افزايش داشته است و براساس گزارش سازمان ملي جوانان در سال 1381 نيز تعداد دختران فراري از خانه در مقايسه با سال 1380 به ميزان 10 درصد افزايش يافته است، همچنين با توجه به آمار دريافتي از سازمان زندانها كه به سه ماهه بهار 1382 مربوط مي باشد نسبت زندانيان زن به كل زندانيان كشور در فروردين ماه سال هشتاد و شش، 63/2 درصد بوده كه در ارديبهشت ماه به 75/3 درصد و در خردادماه به 86/3 درصد افزايش يافته است كه در كل در طول سه ماهه بهار، 5/6 درصد افزايش نشان مي دهد.

كارشناسان معتقدند، اوج فرار دختران و افزايش زنان خياباني در فصل تابستان است. يكي از كارآگاهان كه چندين سال در بخش فقداني اداره آگاهي فعاليت دارد، مي گويد: 98 درصد پرونده ها مربوط به دختران فراري است و با توجه به جوان بودن جمعيت كشور عدم رسيدگي به مسايل اين قشر مي تواند براي جامعه خطرساز باشد.

وي مي افزايد: دختراني كه اقدام به فرار مي كنند از عاقبت كار خود و افراد سودجويي كه در كمين آنها نشسته اند بي خبرند اين دختران كه نخستين شب فرار را در خارج از خانه مي گذرانند احساس مي كنند تمام پلهاي پشت سر خود را خراب كرده اند و براي آنها راه برگشت وجود ندارد و از همين جاست كه سقوط به ورطه گمراهي آغاز مي شود.

دختران فراري امروز...
در آييننامه اجرايي سازمان بهزيستي و بازپروري كه در سال 1375 مكتوب شده، در تقسيم بندي زنان و دختران آسيب پذير به دو طبقه اشاره شده است.

1) دختران و زنان در معرض آسيب اجتماعي حاد:
به دختران و زناني اطلاق مي شود كه به دلايلي چون متشنج بودن خانواده، اغفال، فقر عاطفي و... از كانون خانواده فرار كرده اند و، بدون سرپرست و يا سرپرستي مؤثرند و آمادگي و درايت اجتماعي رواني لازم و يا توان كافي اقتصادي براي زندگي مستقل را ندارند و احتمال آسيب پذيري حاد و مبادرت آنها به روابط غيراخلاقي وجود دارد.

2) زنان آسيب ديده اجتماعي (ويژه):

به زناني اطلاق مي شود كه از طريق ايجاد روابط غيراخلاقي، كسب درآمد كرده و گذران معيشت نمايند و همچنين به زناني اطلاق مي گردد كه به ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي پايبند نبوده و با وجود مبادرت به روابط غيراخلاقي از اين عمل، انگيزه كسب درآمد ندارند. اين گونه افراد پس از تحمل مجازات قانوني به دليل نبود مكان زندگي و عدم پذيرش اجتماعي توسط مراجع قضايي به مراكز بازپروري معرفي مي شوند و يا اينكه به صورت خود معرف براي بهره مندي از خدمات حمايتي و بازپروري مراجعه مي نمايند.

با اندكي توجه به اين آيين نامه به راحتي مي توان فهميد هر دختري با فرار از خانه، خود را مستعد تبديل شدن به يك زن ويژه مي كند.

مهمترين عوامل فرار
دكتر مصطفي اقليما دكتراي علوم اجتماعي و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي و سرپرست راه اندازي رشته مددكاري اجتماعي در ايران در مورد عوامل فرار دختران و انحراف آنان معتقد است: براي شناخت عوامل فرار بايد زيربناها را شناخت.

وي مي گويد: ما در كشوري مسلمان زندگي مي كنيم و سعي داريم براساس ايدئولوژيهاي اسلام حركت كنيم، اما درصد افرادي كه به درستي مفهوم اصيل اسلام را مي شناسند، تمام جامعه را فرا نمي گيرد و برخي از اين گروه، افراد معتقدي هستند اما درست اصول اسلامي را اجرا نمي كنند و به همين علت به خانواده، فرزند و حتي خودشان و جامعه آسيب وارد مي كنند و همين عدم شناخت درست از اسلام، موجب ايجاد مشكلات اجتماعي مي شود.

وي مي گويد: خانواده، محيطي است كه فرد در آنجا چشم به دنيا مي گشايد و به رشد و بالندگي مي رسد. در شروع زندگي با اينكه كودك هنوز حرف نمي زند و راه نمي رود، ولي تمام حركات اطرافيان خود را تقليد مي كند و رفتار و كردار ديگران در ضمير او حك شده و شخصيت طفل پي ريزي مي شود. روان پزشكان معتقدند زيربناي خانواده بايد بر دو اصل ارضا و رفع حوائج و نيازهاي اساسي، جسمي و رواني و سازگار نمودن اطفال به زندگي عادي اجتماعي متكي باشد، نوع مذهب و عقيده، تعاليم و انديشه هاي مذهبي در تزلزل اركان اعتقادي، آميخته بودن آنها با خرافات، عدم امكان اجراي تعاليم آن، وجود شكاف بين فرهنگ و مذهب و جريانهاي جامعه از عواملي هستند كه مي توانند قابل ذكر باشند.اين استاد دانشگاه مي افزايد: مجموعه اين عوامل را به طور كلي، عوامل اقتصادي و اجتماعي مي ناميم، زيرا مهمترين عواملي كه در رفتار تأثير بسزايي دارد از اين دو حال خارج نيست.

ازدواج اجباري مهمترين عامل
دكتر اقليما با بيان اينكه عامل ديگر معضلات، ازدواج اجباري است، مي افزايد: ازدواج شروع يك زندگي جديد نيست، بلكه 90 درصد خانواده هاي ايراني با ازدواج اجباري درگير هستند. اجبار به خاطر افزايش سن، فرار از شرايط زندگي خانه پدري، نداشتن هم كفو مناسب و... همه باعث مي شود اين ازدواج هاي اجباري بنياد و اساس درستي نداشته باشند آن هم با توجه به تورم امروزه يك جوان، امروزه نمي تواند به راحتي زندگي اش را تأمين كند و همين عامل موجب مي شود والدين ناراحتي هاي خود را بر بچه هايشان خالي كنند و كودك آزاري در اشكال مختلف افزايش يابد.

پدري كه با مشكلات اقتصادي در جامعه زندگي مي كند دايم درگير مسايل و شرايط اقتصادي است و حتي گاهي براي همين مسايل به زندان مي افتد، هر چند محكومان واقعي همان فرزندان هستند كه وقتي مي بينند نمي توانند آن طور كه مي خواهند زندگي كنند راهي جز فرار از خانه پيدا نمي كنند. در برخي از خانواده هاي مرفه نيز امكانات مادي هست، ولي محبت نيست. در اين خانواده ها، فرزندان، فراريان پنهانند كه در ظاهر شبها به خانه باز مي گردند، ولي كارهايي مي كنند كه بيشتر از زنان و دختران فراري به جامعه آسيب مي رسانند.

تحكيم بنيان خانواده
سيدمحمد حسيني رئيس اداره مشاوره و مددكاري اجتماعي فرماندهي انتظامي خراسان رضوي درباره آسيبهاي اجتماعي و پديده فرار دختران و زنان از منزل مي گويد: يكي از عوامل مهمي كه به پديده فرار زنان و دختران از خانه منجر مي شود اين است كه به بنيان خانواده توجه نمي شود. يعني اكثريت قريب به اتفاق افرادي كه در حالت آسيب زا هستند و يا در معرض آسيب قرار گرفته اند، اعم از دختر يا پسر، پيشينه خوب خانوادگي ندارند و همين امر زمينه ساز و تسهيل كننده بسياري از كجرويهاي اجتماعي است، به همين خاطر هر اندازه دستگاههاي دولتي و غيردولتي بتوانند روي تحكيم بنيان خانواده كار كنند به نظر مي رسد بسياري از مشكلات و معضلاتي كه در حال حاضر جامعه با آن دست به گريبان است، تا حدود زيادي برطرف شود.

اين مددكار اجتماعي معتقد است؛ يك عامل اساسي و بنيادي مي تواند علت خيلي از عوامل ديگر باشد.

وي مي افزايد: به عنوان مثال در حال حاضر بحث موادمخدر بين دختران و خانمها خيلي شايع شده، در حالي كه قبلاً استفاده از موادمخدر بين آقايان رايج بود، ولي در حال حاضر اعتياد بين خانمها حتي در بين دختران دبيرستاني هم شايع است. به هر حال مهمترين عاملي كه مي تواند مانع بروز رفتارهاي اين چنيني باشد تحكيم بنيان خانواده است، چون خانواده سالم، افراد سالم مي سازد و افراد سالم جامعه سالم را به وجود مي آورند و ما هر اندازه بتوانيم مهارتهاي زندگي را در مجموعه خانواده افزايش بدهيم به تبع اين افزايش، افراد سالمي را وارد جامعه كرده ايم.

حسيني در ادامه خاطرنشان مي كند: امروزه براي ما شرايط خاص اجتماعي و فرهنگي به وجود آمده و بين شرايط سنتي و مدرن جامعه مانده ايم. به عنوان مثال بالارفتن سطح تحصيلات خانمها در نفس خود حركت خوبي است، اما زمينه و شرايط فرهنگي ما براي پذيرفتن و استفاده از آن به وجود نيامده است. خانمها وارد دانشگاه شدند و تحصيلات عالي كسب كردند و به تبع آن نقش اجتماعي مي خواستند، ولي چون زمينه مناسب براي احراز اين نقش در جامعه فراهم نبود به پستها و مشاغل پايين تر گمارده شدند و بتدريج قبح خيلي چيزها شكسته شد و حريم و هنجاري كه يك زن بايد در جامعه داشته باشد رعايت نشد.

از سوي ديگر جوان داراي انرژي و نياز طبيعي است، وقتي به دليل بالا رفتن سن ازدواج انرژي او از طريق مشروع تخليه نمي شود سعي مي كند از طريق غيرمشروع هيجانهاي جواني را تخليه كند، البته ابتدا ممكن است كمي ترس و وحشت داشته باشد، ولي رفته رفته قبح قضيه از بين مي رود.

متأسفانه آموزه هاي ديني هم كه بايد كاركرد مناسبي داشته باشد و از طريق خانواده مانع و كنترل كننده اين هيجانها باشد، راحت به او منتقل نمي شود و دختر جوان با ورود به جامعه و معاشرت با دوستان ناباب خيلي آهسته و خفيف شروع به كجروي مي كند و كم كم به جايي مي رسد كه راه برگشت ندارد و به يك زن خياباني تبديل مي شود، در اين مرحله هم به جاي استفاده از موقعيتهاي مناسب دنبال راههاي ميان بر مي گردد كه سرانجام به اعتياد به موادمخدر و آسيبهاي متعدد ديگر منجر مي شود.

اقدامهاي انجام شده
رمضانعلي قادري معاون اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان رضوي معتقد است فرار زنان و دختران سير نزولي دارد و كاهش پيدا كرده است.

وي در اين مورد مي گويد: نوروز سال 1385 ورودي زنان و دختران فراري به قرنطينه حدود 30 نفر بود، در حالي كه طبق آماري كه اخيراً گرفتيم در دوره عيد امسال فقط 10 نفر پذيرش داشتيم.

در مورد خانه سلامت و مركز مداخله در بحران نيز، آمار كاهش اين پديده را نشان مي دهد.

به عنوان مثال ما هميشه در قرنطينه بيش از 600 نفر ورودي داشتيم، ولي در سال گذشته فقط 206 نفر پذيرش شده بودند و اگر به آمار سالهاي 80 و 81 مراجعه كنيم، مي بينيم در آن سالها تعداد زنان و دختران آسيب ديده از 800 و 900 نفر هم تجاوز مي كرد.

وي در ادامه مي افزايد: در سطح كشور نيز در اين خصوص 15 درصد كاهش داشتيم و اين كاهش نشان مي دهد رسانه ها درباره اين مسأله خوب كار كرده اند.

همچنين همكاري دستگاهها از قبيل كلانتري بانوان، نيروي انتظامي و سازمان بهزيستي با يكديگر نيز در مورد كاهش اين معضل مؤثر بوده است.

قادري ادامه مي دهد: سياست سازمان بهزيستي در بحث زنان و دختران آسيب ديده به طور كلي سياست توانمندسازي است. ما معتقديم زن خياباني يك انسان است، انساني كه حق زندگي دارد و بايد كمكش كنيم تا در ميان خانواده به زندگي اش ادامه دهد، اما به دليل اينكه خانواده زنان آسيب ديده اغلب داراي شرايط نامناسبي هستند بنابراين بايد اين قبيل زنان مراحل توانمندسازي را انجام دهند تا بتوانند مثل يك شهروند سالم در جامعه زندگي كنند، به همين دليل مركز TC را راه اندازي كرديم كه چند ماه پيش گشايش يافت و در حال حاضر 30 نفر مددجو دارد.

اين مركز يك فرآيند درماني و توانمندسازي را به صورت علمي پي مي گيرد و براي اولين بار در كشور راه اندازي شده است.
مددجويان مركز "TC" علاوه بر حرفه آموزي تمام كارها و مسؤوليتهاي مركز را خودشان به عهده گرفته اند و جالب اينكه وقتي به مرخصي مي روند دوباره بر مي گردند، زيرا با اين رويكردي كه ما به اين موضوع نگاه مي كنيم نتيجه كار آرماني تر خواهد بود تا اينكه به قصد تنبيه مددجو را شش ماه يا يك سال نگهداري كنيم و بعد رها سازيم و پس از چندي دوباره به عنوان زنان و دختران خياباني دستگير شوند.

مراكز نگهداري
هاشم مهديزاده كارشناس مسؤول امور آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي خراسان رضوي مي گويد: متولي زنان و دختران آسيب ديده سازمان بهزيستي است به لحاظ اين برنامه سازمان بهزيستي از سال 1377 عملاً كار تخصصي خود را آغاز كرد اوايل در قالب بحث اعتياد زنان معتاد و دختران فراري را دستگير مي كردند و به مركز حريت تحويل مي دادند تا خدمات بازپروري در مورد آنها انجام شود، ولي بعدها تغييراتي در مورد نگرش سيستم سازمان انجام شد.

وي مي افزايد: در حال حاضر سازمان بهزيستي كشور با عنوان «دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي» به مقابله با اين معضل پرداخته به طوري كه در اغلب استانهاي بزرگ، مركز بازپروري پيش بيني كرده است.

وي معتقد است: در خراسان رضوي پس از تهران بيشترين توجه نسبت به زنان آسيب ديده معطوف شده است، از جمله كارهاي انجام شده راه اندازي مركز قرنطينه زنان آسيب ديده است. در اين مركز زنان خود معرف يا زناني كه در سطح شهر دستگير مي شوند پس از دريافت حكم دادگستري مبني بر نگهداري آنها، بازپروري مي شوند و پس از دريافت خدمات پزشكي، روان پزشكي، روان شناسي، مددكاري اگر تحويل خانواده باشند، با حمايتهاي پس از ترخيص آنها را مرخص مي كنند، در غير اين صورت به مراكز زنان آسيب ديده اجتماعي يا مراكز ديگر تحويل داده مي شوند.

مركز بازپروري زنان آسيب ديده يا دختران آسيب ديده نيز مركزي است كه با ظرفيت 60 نفر مددجو داريم، در اين مركز علاوه بر خوابگاه قسمتهاي فرهنگي، تفريحي و حرفه آموزي داريم كه مددجويان به مدت 6 ماه در آنجا بازپروري مي شوند، البته تعدادي نيز بنا به دلايلي براي هميشه در آنجا مي مانند و ادامه زندگي مي دهند.

همين كارشناس در ادامه مي افزايد: يكي ديگر از برنامه هاي موفق سازمان در مورد اشتغال است كه تاكنون از طريق ارتباط با كارخانه ها موفق شده براي 40 نفر از اين خانمها اشتغال زايي كند. به طور كلي سياست بهزيستي اين است كه زنان آسيب ديده پس از بازپروري جذب كارخانه ها شوند، زيرا اشتغال توانسته است آنها را به مسير درستي هدايت كند، زيرا مي دانند اگر از نظر اخلاقي دچار مشكل شوند كارفرما آنان را اخراج مي كند و مجدداً آواره خيابانها مي شوند. مركز سلامت فيزيكي ديگر از مراكزي است كه سازمان بهزيستي در سال 78 آن را راه اندازي كرده است. اين مركز ويژه دختران فراري و در معرض آسيب بين 15 تا 30 سال است با ظرفيت 10 نفر كه تاكنون حدود 150 تا 160 نفر از دختران فراري را بازپروري كرده و تحويل خانواده داده است.

مراكز مداخله در بحرانهاي اجتماعي نيز طي سال گذشته در 9 استان كشور راه اندازي شدند. متقاضيان به صورت خود معرف به اين مراكز مراجعه مي كنند، ضمن اينكه مراجع قضايي و انتظامي، تربيتي و آموزشي نيز مي توانند افراد را براي بهره مندي از خدمات به اين مراكز راهنمايي نمايند.

در حال حاضر خدمات به صورت رايگان و شبانه روزي ارايه مي شود. مهديزاده در پايان خاطرنشان مي سازد: يكي از دلايلي كه اين قبيل زنان كمتر به زندگي سالم بر مي گردند، اين است كه جامعه پذيراي آنان نيست. و وقتي ما آنان را ترخيص مي كنيم، خانواده ها آنان را نمي پذيرند، به همين دليل ناچار مي شوند به منازل دوستان يا خانه هاي دو نفري و سه نفري برگردند و دوباره در معرض آسيب قرار مي گيرند. زيرا بهزيستي نمي تواند خلاء عاطفي آنها را پر كند. اگر خانواده هاي اين قبيل زنان و دختران با ما همكاري كنند و اجازه دهند فرزندانشان پس از ترخيص با آنها زندگي كنند، شايد بتوانند با استفاده از حمايتهاي بهزيستي به زندگي سالم برگردند.

خجسته ناطق
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 18:28 توسط یه قصه گو |

اطلاعات مربوط به سايت‌هاي اينترنتي در كامپيوترهايي قرار دارند كه در شرايط خاص به طور دائم به شبكه اينترنت متصل هستند؛ به اين كامپيوترها سرور مي‌گويند. روي هر سرور ممكن است يك تا هزاران سايت قرار داشته باشد. آدرس هر سرور يك عدد چهار بخشي است كه به «آي‌پي» معروف است.


در واقع آدرس اصلي هر سايت هم يك عدد چهار بخشي يا همان آي‌پي است. براي سهولت در دسترسي به سايت‌ها نام‌هاي دامنه به وجود آمدند.
نحوه مشاهده سايت در كامپيوتر شما به اين صورت است كه پس از تايپ آدرس در مرورگر اينترنتي (برنامه‌اي كه با آن صفحات اينترنت را مي‌بينيد مثل اينترنت اكسپلورر، موزيلا يا اپرا)، مرورگر دستور مشاهده صفحه را تفسير مي‌كند و به شبكه اينترنت مي‌فرستد. اتصال شما به اينترنت از طريق يك شركت ارائه خدمات اينترنتي (ISP) انجام مي‌شود.
در اين شركت ارائه خدمات اينترنتي، نرم‌افزار فيلترينگ نصب شده است. وقتي درخواست شما به شركت اينترنتي مي‌رسد، نرم‌افزار درخواست شما را بررسي مي‌كند و اگر جزو ليست ممنوعه نباشد اجازه ديدن صفحه به شما داده مي‌شود ولي اگر سايت جزو صفحات اينترنتي ممنوعه باشد شما با پيغام فيلترينگ مواجه خواهيد شد.
شناسايي صفحات ممنوعه و فيلتر كردن آنها به روش‌هاي مختلفي انجام مي‌شود. متداول‌ترين روش‌هايي كه در ايران مورد استفاده قرار مي‌گيرند به شرح زير هستند:
1- فيلترينگ براساس آدرس آي‌پي: اين روش در سال‌هاي اول فيلترينگ در ايران، انجام مي‌شد كه با توجه به درصد خطاي بالاي آن و اعتراضات فراوان كارشناسان و كاربران متوقف شد. در اين روش آدرس آي‌پي چهار بخشي مربوط به سروري كه سايت ممنوعه در آن قرار دارد فيلتر مي‌شود. اشكال اصلي اين روش اين است كه اكثر سايت‌هاي اينترنتي از سرويس ميزباني اشتراكي استفاده مي‌كنند. در اين حالت اگر هزار سايت روي يك سرور قرار داشته باشند و فقط يك سايت جزو سايت‌هاي ممنوعه باشد با فيلتر شدن آي‌پي دسترسي به هر هزار سايت غيرممكن خواهد بود. اين نوع فيلترينگ سه، چهار سال پيش باعث فيلتر شدن موقت چند سايت رسمي و دولتي شد و متوليان فيلترينگ متوجه شدند كه بايد به دنبال روش بهتري باشند!
2- فيلترينگ براساس نام دامنه و آدرس صفحه: اصلي‌ترين روش فيلترينگ در تمام دنيا همين روش است كه در آن بانك اطلاعاتي شامل ليستي از آدرس‌هاي ممنوعه تهيه مي‌شود. در اين حالت نرم‌افزار فيلترينگ پس از دريافت درخواست مشاهده صفحه، آدرس را با ليست آدرس هاي ممنوعه كه در بانك اطلاعاتي‌اش دارد مقايسه مي‌كند تا عمل فيلترينگ را انجام دهد. اشكال اين روش براي نهادهاي فيلترگذار اين است كه روزانه هزاران سايت جديد در اينترنت متولد مي‌شوند؛ ممكن است لازم باشد در ليست سايت‌هاي ممنوعه قرار گيرند ولي دسترسي به آنها حداقل براي مدتي براي كاربران ممكن است. در اين روش ليست موجود در بانك اطلاعاتي بايد هر چند وقت يك‌بار به روز شود.
3- فيلترينگ براساس كلمه كليدي: در اين روش ليستي از كلمات كليدي ممنوعه تهيه مي‌شود. نرم‌افزار فيلترينگ بر اين اساس عمل مي‌كند كه اگر كلمه ممنوعه در آدرس لينك صفحه درخواستي شما باشد يا توسط شما در موتورهاي جستجو وارد شود با پيغام خطا مواجه مي‌شويد. اين شيوه فيلترينگ هم روش پرخطايي است. بيشترين اعتراضات به فيلترينگ به دليل استفاده از اين روش است.
مثلا كلماتي مثل زن، دختر، عشق جزو كلمات ممنوعه در ايران هستند. احتمالا اين كلمات به اين دليل فيلتر شده‌اند كه در آدرس صفحات حاوي مطالب يا تصاوير غيراخلاقي ممكن است از اين كلمات استفاده شده باشد. اما متوليان امر فيلترينگ در كشور به اين نكته توجه نكرده‌اند كه صفحات حاوي اين كلمات لزوما صفحات غيراخلاقي نيستند بلكه با اين كار كاربران را از دسترسي به هزاران صفحه حاومي مطالب بي‌ضرر و حتي مفيد محروم كرده‌اند.
آنچه در حال حاضر اتفاق مي‌افتد استفاده تركيبي از روش دوم و سوم به طور همزمان است.
4- فيلترينگ براساس محتواي صفحات: اين نوع فيلترينگ در دنيا با عنوان content filter معروف است كه در ايران كمتر مورد توجه قرار گرفته است. در اين روش نرم‌افزار فيلترينگ پس از دريافت درخواست از كاربر، صفحه مورد نظر را بررسي مي‌كند؛ اگر حاوي كلمات ممنوعه باشد فيلتر مي‌شود. اين روش براي فيلترينگ در سطح گسترده و ملي مناسب نيست و بيشتر در سطح محدود از آن استفاده مي‌شود.
براساس طرح جديد بانك جامع فيلترينگ كشور كه به زودي اجرا خواهد شد؛ فيلترينگ كشور در آينده تركيبي از روش‌هاي دوم و چهارم به طور همزمان خواهد بود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 11:18 توسط یه قصه گو |

شما حاضريد كه چه قدر رنج و درد سر را به خاطر كمك به دوستانتان به جان بخريد؟ براساس تحقيقي كه به تازگي روي رفتارهاي انساني به انجام رسيده است، مشخص شده كه زنان و مردان در اين زمينه تفاوتهاي اساسي با هم دارند.

زنان در اين گونه موارد دوستان خود را بر خويشاوندان خود ترجيح مي دادند، در حالي كه اين وضعيت در مورد مردان كاملاً به عكس بوده و مردان تمامي اعضاي خانواده و خويشاوندان خويش را مقدم بر دوستان شان مي دانند.

محققان انگليسي با انجام تحقيقاتي دقيق روي افرادي با پس زمينه فرهنگي مختلف متوجه شدند كه زنان بر خلاف مردان حاضرند براي كمك به دوستان خويش زحمات زيادي را بر خويش هموار سازند. اين يافته هاي جديد يكي از جالب ترين تفاوتهاي موجود ميان مردان و زنان آشكار ساخته است.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:11 توسط یه قصه گو |

منبع: رادیو فردا _ خبرگزاري انتخاب

يک شرکت توليد آثار موسيقايی در ايران، به زودی چند آلبوم موسيقی جالب توجه را به بازار عرضه می کند که اولين آلبوم رسمی «محسن چاووشی» هم در بين آن ها ديده می شود.

چاووشی آهنگساز جوانی است که از حدود دو سال پيش با پخش غيرمجاز چند کار نيمه حرفه ای اش، به عنوان يک خواننده زيرزمينی سبک پاپ، در ميان جوانان ايران محبوبيت پيدا کرد.

چاووشی در ابتدای کار خود، از سوی بسياری متهم شد که در سبک خوانندگی، تلاش می کند با تقليد صدای «سياوش قميشی» (آهنگساز و خواننده مقيم لس آنجلس)، نظر شنوندگان موسيقی را جلب کند، ولی به تدريج و با جدی تر شدن فعاليت هايش صدای محسن چاووشی هم تغيير کرد؛ هر چند که اين تغيير در بسياری موارد با نرم افزارهای ارزان قيمت کامپيوتری، ميسر شده بود.

با اين وجود، اين خواننده اهل مسجد سليمان، همچنان در کنار خوانندگانی چون «مجتبی کبيری»، «محمد زارع» (با نام جعلی کيارش قميشی!)، «راما» و... به عنوان يکی از پيروان متعدد قميشی کهنه کار شناخته می شد.

اما برخلاف جريان آب، بهمن ماه سال گذشته، هنگامی که فيلم «سنتوری» ساخته «داريوش مهرجويی» در جشنواره فيلم فجر اکران شد، بسياری از منتقدان سينمايی، صدا و موزيک محسن چاووشی را پديده جشنواره بيست و پنجم فجر دانستند!

در اين فيلم «بهرام رادان» ستاره خوش چهره سينمای ايران، در نقش يک خواننده و نوازنده، چند قطعه از کارهای چاووشی را لب خوانی می کند.


بهمن ماه سال گذشته، هنگامی که فيلم «سنتوری» ساخته «داريوش مهرجويی» در جشنواره فيلم فجر اکران شد، بسياری از منتقدان سينمايی، صدا و موزيک محسن چاووشی را پديده جشنواره بيست و پنجم فجر دانستند!

در اين فاصله حدود سه آلبوم و چندين تک ترانه از ساخته های چاووشی بين علاقه مندانش دست به دست می شد. حتی اجراهای اختصاصی او برای فيلم مهرجويی هم از اين ماجرا مستثنا نشدند و پيش از اکران عمومی سنتوری، ناخواسته به خارج از استوديو ضبط راه پيدا کردند.

از شروع همکاری محسن با عوامل ساخت اين فيلم تا اکران آن در جشنواره، اين پروژه هنری با حاشيه های پر سر و صدايی همراه بود؛ ابتدا خبر توقيف فيلم به دليل استفاده از صدای چاووشی به گوش رسيد. سپس در جشنواره، اسم اين خواننده از تيتراژ فيلم حذف شد. اين روزها هم خبر می رسد اختلاف نظر او با سازندگان سنتوری، منجر به حذف موزيک های او و جايگزينی خواننده ای ديگر شده است.

حتی در بازار داغ شايعات، برخی گفته اند که شايد خود بهرام رادان، ترانه های مورد نياز اين فيلم را اجرا کند.

به هر حال چاووشی با هاله ای سنگين از شايعه و شنيده ها در اطراف نامش، اين روزها سخت به دنبال سامان دادن به يک آلبوم جديد است؛ آلبومی که قرار است با کسب مجوز و به صورت مجاز در دسترس هوادارنش قرار بگيرد.

اسم اين آلبوم «يک شاخه نيلوفر» است و قرار بود در زمان برگزاری نمايشگاه کتاب تهران (اواسط ارديبهشت ماه) منتشر شود، اما به دليل مشکلات حاشيه ای، چاووشی هنوز موفق نشده که آلبوم خود را برای انتشار آماده کند.

گرفتن مجوز صدای اين خواننده و پخش مجاز اين آلبوم، البته کار سختی بود که خود محسن هرگز موفق به اين کارنشد، ولی سرانجام شرکت «آوای باربد» با ارتباطات خوب خود و نفوذی که در مرکز موسيقی اداره ارشاد اسلامی دارد، موفق به اين کار شده است

شرکت «آوای باربد» پيش از اين هم آلبوم های جالب توجه بسياری را منتشر کرده است؛ آثاری که قبلا در بازار ايران بی سابقه يا کم سابقه بودهاند: آلبوم هايی از «عبدالحليم حافظ» و «عمر خيرت» (خوانندگان مشهور مصری)، اريک کلپتون، ريچی بلکمور، اينگوی مالمستين، آندره آ بوچلی، اِرا، سکرت گاردن، عليحان (دودوک نواز آذربايجانی) و... يا موزيک متن فيلم هايی مثل: گلادياتور، مصائب مسيح، ماتريکس و... از جمله آثاری هستند که در برابر ديدگان حيرت زده ناشران ديگر، با نام «آوای باربد» به بازار موسيقی فرستاده شدند.

البته مجموعه آثار دوست داشتنی اين شرکت، گاهی هم انتقاد برانگيز بوده اند. از جمله انتشار بی اجازه منتخبی از آثار گروه «Axiom of Choice» تحت عنوان آلبوم «واقعه»، يا کتاب «زمزمه های يک شب سی ساله» منتخب سروده های «ايرج جنتی عطايی» که به گفته شاعر، آن هم بدون اجازه به بازار آمده است.

ضمن اينکه بخشی از آلبوم های منتشر شده توسط اين شرکت، آثار غير ايرانی هستند که با کمترين هزينه ممکن و در غياب قانون کپی رايت، سود سرشاری نصيب شرکت می کنند! سودی که شرکت های ديگر انتشار آثار موسيقی نيز از آن غافل نيستند.

دايره تلاش های اين شرکت برای کسب مجوز پرفروش ها به جايی رسيد که کمی پس از مرگ «ويگن»، باربدی ها اعلام کردند می خواهند منتخبی از کارهای اين خواننده قديمی ايرانی را منتشر کنند.

اما در حالی که در اين مدت بارها چند ترانه مشخص ويگن از راديو و تلويزيون ايران پخش شده بود، آن ها موفق به اين کار نشدند. در عوض، گرفتن مجوز و انتشار دو آلبوم از کارهای «داريوش رفيعی» (خواننده چهار دهه پيش) و وعده انتشار آلبوم جديد «فرامرز اصلانی»، از برگ های برنده «آوای باربد» به حساب می آيند.

آلبوم اخير «دل مشغولی ها» نام دارد و فرامرز اصلانی با موزيک هايی از «آرميک» منتخبی از آثار قديم و جديد خود را در آن عرضه خواهد کرد.

يکی ديگر از مهم ترين آلبوم های آينده «آوی باربد» که مخاطبان هم برای شنيدنش بی تابی می کنند، کاست مجاز «محسن نامجو» است.

اين شرکت موفق شده مجوز آثار نامجوی محبوب را هم بگيرد و همين روزها آلبوم «ترنج» نيز با آثاری که از اشعار کلاسيک در آن ها استفاده شده، منتشر خواهد شد.

از ديگر آثار در دست انتشار باربد بايد از اين ها نام برد: «برگ و باد» با صدای «محمدرضا هدايتی» بازيگر مجموعه های طنز عامه پسند تلويزيون ايران، «اسير» اولين آلبوم «عليرضا قميشی» (پسر سياوش قميشی که در شيراز زندگی می کند و مورد غضب پدر مشهورش است!)، «زمزمه های يک شب سی ساله» شعرخوانی با صدای ايرج جنتی عطايی، «فقط نگاه می کنم» آلبوم جديد «حامی»، «پياده روهای پاريسی» عاشقانه های «Gary Moore»، دو آلبوم از «Leonard Cohen»، دو آلبوم موزيک سرخپوستی و چند آلبوم غير غير ايرانی ديگر که طبق معمول بدون توجه به قانون حقوق سازنده، يعنی همان کپی رايت معروف، عرضه خواهند شد.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:46 توسط یه قصه گو |

سرزمين بين النهرين وفلسطين به عنوان سرزمين هايى شناخته شده اند كه پيامبران بسيارى در آن دفن هستند هم چنين ايران نيز كشورى است كه در طول تاريخ هم محل ظهور وهم محل حضور پيامبران بوده است.
وی افزود :ايران در طول تاريخ، گاهى چنان كشور امنى به حساب مى آمده كه مهاجران بسيارى را به خود پذيرفته است. گروهى از اين مهاجران پيامبرانى بوده اند كه ايران را براى زندگى در نظر گرفته اند.
پس از وی، "نور آقائى" مسؤول كميته علمى انجمن فرآوران در مورد پيامبرانى كه در ايران مدفون بوده يا احتمال مى رود كه مقبره آنها در ايران باشد سخنرانی كرد.
مسؤول كميته علمى انجمن فرآوران با این بیان که -دو نفر از فرزندان نوح به نام هاى سام نبی ولام نبی در محلى در نزديكى سمنان دفن شده اند- دیگر پیامبرانی را که در این تعریف قرار می گیرند اینگونه معرفی کرد:

حضرت خالد بن سنان عبسى
ايشان شريعت حضرت عيسى را تبليغ مى كردند. نسبت وى به حضرت اسماعليل فرزند ابراهيم (ع) مى رسد ويكى از پيامبرانى است كه به بعثت حضرت محمد (ص) بشارت داده ودر دوران فترت مى زيسته است.

دوره فترت به فاصله بين بعثت حضرت عيسى تا بعثت حضرت محمد بن عبد الله اطلاق مى شود. در طايفه عرب به غير از حضرت رسول (ص) وحضرت خالد بن سنان هيچ پيامبرى نيست ومى توان گفت كه از بين اعراب فقط اين دو نفر به پيامبرى برگزيده شده اند وبقيه پيامبران از قوم بني اسرايل هستند.
قبر خالد نبی: مفسر بزرگ حنفى مذهب، شيخ اسماعيل حقى درباره محل قبر حضرت خالد نبی اشاره مى كند كه قبر خالد نبی در منطقه چرجان وبر بلندى كوهى به نام كوه خدا قرار دارد.

حضرت يوشع
حضرت يوشع در گورستان تاريخى تخت فولاد اصفهان مدفون است. محوطه اى كه يوشع نبی در آن دفن است به لسان الأرض معروف است.

لسان الأرض مكانى است كه مى گويند هنگام عبور امام حسن مجتبى (ع) زمين با امام سخن گفت وآمدن دشمن را به حضرت اطلاع داد.

حضرت شعياى نبی
يكى از پيامبران بني اسرائيل است كه نسبتش به حضرت يعقوب مى رسد، محل سكونت ايشان در بيت المقدس بوده وقبل از حضرت زكريا به رسالت مبعوث شدند.
آرامگاه شعياى نبی، جنب امامزاده اسماعيل در حاشيه خيابان هاتف اصفهانى قرار دارد.

حضرت حيقوق
هم با تلفظ حيقوق وهم با تلفظ حبقوق وجود دارد.
حيقوق به معنى "در بغل كشيده شده" است. حيقوق اين نام را بدان جهت يافت كه در طفوليت به علت مريضى از دنيا رفت وحضرت الياس (ع) او را در بغل گرفت ودعا كرد واز خداوند حيات وزندگى وى را طلب نمود واو زنده شد.
حيقوق نبی يكى از پيامبران بني اسرائيل ونگهبان عبد سليمان در اورشليم بوده ونامش در عهد عتيق آمده است. حيقوق نبی پس از شعيا نبی به رسالت مبعوث شد.
بقعه حيقوق بني در جنوب غربى شهر توليسركان واقع شده است.

حضرت حجی
وى در دوران سلطنت داريوش كبير مى زيسته است. در تورات نام آن "حكى" آمده وبه معنى "مسرور" است . مقبره اين پيامبر در همدان در نزديكى ميدان امام خمينى، داخل بازار در راسته پيغمبر وداخل مسجد پيغمبر قرار دارد.

حضرت مردخاى
مردخاى يكى از بزرگان ويا به قولى يكى از انبیاى بنى اسرائيل است ونسبتش به حضرت يعقوب مى رسد. مردخاى نقش زيادى در جلوگيرى از قتل عام يهوديان در زمان خشايارشا ايفا نمود وبه همين دليل نزد يهوديان از جايگاه ويژه اى برخوردار است.
آرامگاه مردخاى وبرادر زاده اش در همدان در نزديكى ميدان امام خمينى ودر خيابان شريعتى واقع است.

حضرت قيدار
حضرت قيدار جد سى ام حضرت محمد (ص) است.
حضرت قيدار فرزند بزرگ اسماعيل بود كه پس از وفات حضرت اسماعيل، قيدار نبى مردم را به توحيد دعوت مى كند.

حضرت دانيال نبى
از انبیاى بزرگ الهى است. وى از نسل حضرت داوود وبعثت پيامبر اسلام را پيشگويى كرده است.
لفظ دانيال درزبان عبرى به معنى "خدا حاكم من است" مى باشد.
دانيال نبی همزمان با كوروش كبير وداريوش اول بوده است.

كوروش كبير
آرامگاهى كه در دشت مرغاب (پارساگاد) مدت هاى مديدى به نام مقبره ما در سليمان شناخته شد. اكنون به عنوان آرامگاه كوروش كبير مورد قبول عامه مردم وبسيارى از كارشناسان است.
كتابى به نام كوروش كبير (ذوالقرنين) نوشته ابو الكلام آزاد موجود است كه در اين كتاب قراين بسيارى آورده شده كه قرآن كوروش را همان ذوالقرنين معرفى مى كند. نظرياتى كه در اين كتاب آورده شده نظر بسيارى از علماى اسلام نظير علامه طباطبايى را به خود معطوف كرده است.
آرامگاه كوروش كبير در استان فارس، راه اصلى اصفهان به شيراز در منطقه اى بنام پاسارگاد قرار دارد.
از ديگر پيامبران دفن شده در ايران كه اطلاع دقيقى از آنها نيست عبارتند از:
حضرت قادر در دهكده بابا ولى- حضرت روبيل، نزديك رودخانه دزفول- حضرت يعقوب، در گرگان- حضرت ابراهيم خليل در سوسنگرد- حضرت ايوب در دهكده بن بن لكناى تنكابن- حضرت باحزقيل در دزفول- حضرت جرجيس در جنوب غربى شوشتر- حضرت يونس در موصل عراق- حضرت اشموئيل در ساوه- حضرت اسحاق واسماعيل در جاده دزفول به هفت تپه- حضرت صالح پيامبر در شوشتر- وحضرات سلام، سلوم، سهولى، القيا در قزوين.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 9:31 توسط یه قصه گو |

شلوار
شلوار: یکی از عوامل استکباری. یک چیز دراز که دوسردارد و باعث پنهان کردن واقعیات بخش خصوصی از دید مسوولان امنیت اجتماعی می شود. نوعی پوشش که در اثر کوشش به صورت نوعی اسلحه برای دشمنان هم درآمده است. کاربرد اول در جمله: « اگر آقایان با شلوارهای فاق کوتاه به خیابان بیایند نیروی انتظامی جلوی آنها را می گیرد.» کاربرد در جمله: « وقتی با آن شلوار به خیابان آمد، دهها تن کشته شدند.» استفاده در ادبیات از« شلوارهای وصله دار» در زمانی استفاده شده است که دشمنان از تفنگ به عنوان اسلحه استفاده می کردند، نه از شلوار. استفاده دوم استکباری از شلوار در اشعار« ابرهای شلوارپوش» مایاکوفسکی در شرایطی که ابرها هم در حال براندازی نرم، شلوار فاق کوتاه می پوشیدند، صورت گرفته است.

رابطه شلوار و انتقاد: شلوار گشاد( تئوری براندازی مسلحانه، هم استراتژی هم تاکتیک)، شلوار پاچه تنگ( تئوری تهاجم فرهنگی توسط مایکل جکسون)، شلوار پاچه تفنگی( از اسمش هم معلوم است که می خواهد بجنگد.) شلوار پاچه کوتاه( تئوری انقلاب آشکار و براندازی از طریق بزن بریم بی خیال بابا)، شلوار جاف کردی( براندازی از طریق پنهان کردن عوامل استکباری در خشتک و جنگ مسلحانه از طریق قومیت ها. شلوار دبیت( براندازی خیلی نرم مخصوص پیرمردهای بالای صد سال. زیرشلوار مامان دوز( توجه به مصالح کشور برای کسانی که خودی هستند و می خواهند بمانند و از خانه و حکومت خارج نمی شوند.)

عوامل استراتژیکی شلوار؛ فاق کوتاه: براندازی نرم. پاچه: محل خروج لنگ استکبار از آن. زیپ شلوار: محل برخورد فرهنگ ها. کمربند شلوار: افزایش ضریب امنیت اخلاقی جامعه.

شاعر در مورد شلوار فاق کوتاه گفته است.

دو بیتی

عزیزم رفته بابایت که ماهه

ولی شلوار او فاقش کوتاهه

خدایا فاق شلوارم درازکن

با این شلوار عزیزم بی پناهه
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:21 توسط یه قصه گو |