تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic واسه تو مینویسم

http://www.aftab.ir/news/2007/dec/17/images/c3861ab6bc665426b73d4cd005e6fd16.jpg

چنانچه با درك وضعيت اقتصادي حال حاضرجهان مشكل داريد ، متن زير را بخوانيد ؛به شما كمك خواهد كرد .

روزي روزگاري دردهكده اي در هند ، مردي به اهالي دهكده اعلام كرد كه هر ميمون را به قيمت 10دلار خريدار است .

اهالي دهكده كه مي ديدند ميمون هاي زياد ي دراطراف دهكده وجود دارد ، به جنگل رفتند و به شكار آنها مشغول شدند

مرد 1000 ميمون را به قيمت .1 دلار خريد ، اما هنگامي كه به نظر مي رسيد ديگر ميموني براي شكار وجود ندارد ،

اهالي دهكده دست از تلاش براي گرفتن ميمون ها برداشتند . سپس مرد اعلام كرد كه هر ميمون ر ا به قيمت .2 دلار خريداري مي كند . اين امر سبب دادن جان تازه اي به اهالي دهكده براي ادامه تلاش هايشان به منظور شكار ميمون داد

و آنها دوباره شروع به شكار ميمون كردند .

به زودي ميمون ها ناپديد شدند و اهالي دهكده به مزارع خود بازگشتند . پيشنهاد قیمتی به 30دلار افزايش پيدا كرد ،

اما تعداد ميمون ها آنقدر ناچيز بود كه بتوان يكي از آنها راديد،چه رسد به اينكه آن را شكار كرد.

اكنون مرد اعلام كرد هر ميمون را به قيمت 50 دلار مي خرد . اما از آنجائيكه او مجبور بود براي برخي امور شغلي به شهر برود ، به جاي اودستيارش كار او را ادامه مي داد .

دستياردرغياب مرد به اهالي دهكده گفت ، " به همه ميمون هايي كه مرد در اين قفس بزرگ جمع آوري كرده است نگاه كنيد . من اينها را به قيمت35 دلار به شما مي فروشم و وقتي كه او از شهر بازگشت شما مي توانيد آنها را به او بفروشيد" .

اهالي دهكده پس اندازهاي خود را جمع كردند و همه ميمون ها را خريدند .

بعد ازآن ماجرا ، آنها ديگر نه مرد و نه دستيارش راديدند ، تنها چيزي كه همه جا به چشم مي خورد ميمون بود !

به STREET WALL خوش آمديد .

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:39 توسط یه قصه گو |